رودبار

رودبار:

شهرستان‌ رودبار در فاصله‌ 267 كيلومتري‌ تهران‌ واقع‌ شده‌ است‌. شهرستان‌ رودبار در دامنه‌ كوه‌ واقع ‌شده‌  و آب‌ و هواي‌ متغيري‌ دارد و (سفيدرود) از آن‌ مي‌گذرد. تمدن‌ رودبار و نواحي‌ پيرامون‌ آن‌ به‌ دو هزارسال‌ پيش‌ از ميلاد مسيح‌ مي‌رسد. پس‌ از اسلام ‌، طوايفي‌ از شام‌ و حلب‌ به‌ رودبار مهاجرت‌ كردند و در آن‌ ساكن ‌شدند. بعدها در زمان‌ نادرشاه‌ افشار، گروهي‌ از كردهاي‌ قوچان‌ و نواحي‌ شمال‌ خراسان‌ در اين‌ شهر سكونت‌ گزيدند. رودبار را مي‌توان‌ دروازه‌ ورودي‌ گيلان‌ از مركز كشور دانست‌. زمين ‌لرزه‌ سال‌ 1369 خورشيدي ، اين‌ شهر زيبا راتخريب‌ نمود و عليرغم‌ بازسازي‌هايي‌ كه‌ صورت‌ گرفته‌ هنوز رونق‌ سابق‌ را باز نيافته‌ است‌.

شهرستان رودبار با زيتون‌هاي معروفش در سطح ايران شناخته شده و يكي از مهم ترين و زيباترين شهرستان هاي استان گيلان به شمار مي‌آيد كه به اندازه‌ي كافي از چشم اندازهاي طبيعي زيبا چون رودخانه‌ها و آبشارها و صخره ها و دره هاي پرشكوه برخوردار است. رودبار منطقه ای كوهستانی است و مرتفع ترين شهرستان استان گيلان به شمار می آيد. رودبار را می توان دروازه ورودی گيلان از طريق مركز كشور دانست. كوه های بسيار زيبای اين ناحيه، به صورت رشته های موازی با دره های جالب توجه، فضای دل‌نشينی را پديد آورده اند. با اين كه پيشينه تمدن رودبار و نواحی پيرامون آن، به دو هزار سال پيش از ميلاد مسيح می رسد با اين حال در متن های تاريخی كم تر به نام اين شهر اشاره شده است. باغ‌داري و كشاورزي اساس اقتصاد اين شهرستان را تشكيل مي‌دهدوشال‌بافی، جوراب‌بافی، و تهيه لباس از پشم گوسفند از جمله صنايع دستي اين منطقه به شمار مي‌آيند. صادرات رودبار را زيتون، روغن، ‌عسل، صابون، ‌كفش و چرم تشكيل مي‌دهند. مهم‌ترين صنايع‌دستي اين شهرستان را سبدبافي،حصيربافي،نمدمالي، صنعت‌ريسندگي و بافندگي و شيشه‌گري تشكيل مي‌دهند. نمدمالي يكي از صنايع دستي مهم شهرستان رودبار است كه در اصل گونه‌اي فرش است كه از رخنه رطوبت و سرما جلوگيري مي كند و از پشم تهيه مي‌شود. حصير، سبد، كلاه، زيرانداز و كف‌پوش كه جنبه‌ي تزييني دارند از ديگر صنايع دستي شهرستان رودبار به شمار مي‌آيند. چشمه آب معدنی سنگرود، چشمه آب گرم ماسخنور، دره گوهر رود، آرامگاه آقا سيد محمود مرندي، آرامگاه پير مومني، بقعه امام‌زاده طيب و طاهر، بقعه امام زاده محمد حنيفه، پل تاريخي، تپه باستانی مارليك و روستای تاريخی هرزويل از جمله مناطق ديدني و تاريخي شهرستان رودبار به شمار مي‌رود.

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - رودبار:

به سبب تعدد رود های جاری در اين ناحيه، اين منطقه را رودبار ناميده اند. با آن كه پيشينه تمدن رودبار و نواحی پيرامون آن، به دو هزار سال پيش از ميلاد مسيح
می‌رسد، در متن های تاريخی كم تر به نام اين شهر اشاره شده است. پس از اسلام، طايفه هايی از شام و حلب به رودبار مهاجرت كردند و در آن ساكن شدند. بعدها، در زمان نادرشاه افشار، گروهی از كردهای قوچان و نواحی شمال خراسان نيز ناگزير از سكونت در اين شهر شدند. رودبار منطقه ای كوهستانی است و مرتفع ترين شهرستان استان گيلان به شمار می آيد. رودبار را می توان دروازه ورودی گيلان از طريق مركز كشور دانست. كوه های بسيار زيبای اين ناحيه، به صورت رشته های موازی با دره های جالب توجه، فضای دلنشينی را پديد آورده اند. طبق شواهد و مدارک موجود تاريخ سکونت در اين شهرستان به قبل از اسلام بر می گردد، اما در اين روايات به رودبار به عنوان شهرستان اشاره ای نشده است و عنوان مشخص شهر در چند دهه اخير به رودبار داده شده است. رودبار تا سال 1345 شامل تعدادی روستای نزديک به هم بوده که از اين سال به عنوان شهر تلقی شده است. اين شهر از چند نقطه منفصل از يك‌ديگر تشکيل شده بود که سابقه تمدن آن ها به بيش از 700 سال می رسد، اما سكونت ممتد در اين مكان به حدود 250 سال قبل برمی‌گردد. هسته اوليه اين شهر در سه نقطه بالا بازار، وسط بازار و پايين بازار شكل گرفته است.
هسته اوليه بالا بازار در محله آليزه - که ساختمان های آن از ناپايدارترين مصالح ساخته شده بود - و در 250 سال قبل شكل گرفت. ساختمان های خشت و گلی با سقف چوبی و راه های ارتباطی (كوچه های باريک و تنگ) از مشخصات اين محله بوده است. به خاطر همين خصوصيات اين محله بيش ترين تلفات را بر اثر زلزله داشته است. وجود بازار در محله پايين بازار که تمام آن همزمان ساخته شده بود، سبب گشت که بسياری از مردم منطقه جهت سكونت دايمی از محل ييلاق پايين بيايند. نکته مهم اين که اين محل راه عبور قافله های تجار و مسافرين شمال و مشهد بوده است و قشونی كه برای جنگ به گيلان می رفتند نيز از اين نقطه عبور می کردند.
رشد بعدی شهر رودبار با گسترش اين سه محله صورت گرفت. در طرف ديگر رودخانه سفيدرود باغ بزرگی وجود داشت كه چند دهه پيش خريداری شده و در نزديكی آن خانه و كارخانه روغن كشی احداث‌شد. به اين ترتيب ساحل مقابل سفيدرود نيز شروع به گسترش کرد. محلات ديگر رودبار که همگی دارای قدمت زيادی هستند، منفصل از شهر رشد کرده بودند که در سال های اخير اين نقاط به عنوان بخشی از شهر مطرح شدند. ساختار شهر رودبار يک ساختار پراكنده است كه در ابتدا طی يک قرارداد به عنوان شهر تعيين شد و سپس در طول زمان تجلی تاريخی، روانی و سپس كالبدی پيدا کرد. فرم غالب اين شهر خطی است كه توسط عوامل خطی جاده، رودخانه و دره شكل گرفته است. 

روستاي هرزويل‌ - رودبار - منجيل‌:

عمر روستاي‌ استثنايي‌ هرزويل ‌، براساس‌ مدارك‌ معتبر بيش‌ از 1000 سال‌ است‌ و درنزديكي‌ شهر منجيل‌ قرار دارد. ناصرخسرو شاعر نام‌آور ايران‌ به‌ اين‌ روستا سفر كرده‌ و از آن‌ در سفرنامه‌ خود نام ‌برده‌ است‌. در اين‌ روستا درخت‌ سرو كهنسالي‌ به‌ قدمت‌ روستا وجود دارد كه‌ هر ساله‌ ، انبوهي‌ از مردم‌ به‌ ديدار آن‌ مي‌روند. آرامگاه‌ آقا سيد محمود مرندي‌ و امام‌زاده‌ ابراهيم‌ كه‌ مورد توجه‌ مردم‌اند ، در اين‌ روستا قرار دارند. زيباترين‌ فضاهاي‌ روستايي‌ كشور در سرزمين‌هاي‌ شمالي‌ ايران‌ و از جمله‌ در استان‌ گيلان‌ پديد آمده‌اند. پوشش‌گياهي‌ و جنگلي ‌، منابع‌ فراوان‌ آب ‌، معماري‌ بومي ‌، ويژگي‌هاي‌ فرهنگي‌ خاص‌ و... از عامل‌هايي‌ هستند كه ‌زيبايي‌ خيره‌ كننده‌اي‌ به‌ فضاي‌ روستايي‌ آن‌ بخشيده‌اند. كه‌ زمينه‌ ساز توسعه‌ جهانگردي‌ روستايي‌ است‌ برخي‌ ازاين‌ روستاها ، مانند: روستا - شهر ماسوله‌ و حسن‌ كياده‌ (كياشهر) قابليت‌هاي‌ گردشگري‌ ملي‌ و جهاني‌ دارند.




رودبار از نگاهی دیگر

 

 

مکان های دیدنی و تاریخی - رودبار:

چشمه آب معدنی سنگرود: دهستان عمارلو – بخش رودبار
چشمه آب گرم ماسخنور: 5 كيلومتری رودبار
دره گوهر رود: كرانه خاوری سفيد رود، نزديكی رودبار
آرامگاه آقا سيد محمود مرندی : 3 كيلومتری خاور منجيل
آرامگاه پير مومنی: 16 كيلومتری شمال رودبار
بقعه امامزاده طيب و طاهر : 30 كيلومتری شمال خاوری لوشان
بقعه امام زاده محمد حنيفه : 12 كيلومتری شمال خاوری لوشان
پل تاريخی : لوشان رودبار
تپه باستانی مارليك: رودبار
روستای تاريخی هرزويل: نزديكی شهر منجيل 

صنايع و معادن - رودبار:

صنايع موجوددر رودبار در ارتباط با كشاورزي و باغ‌داري است . معادن خاك نسوز و سنگ آهك نيز از جمله مهم ترين معادن اين شهرستان به شمار مي‌آيند. 

کشاورزی و دام داری - رودبار:

رودبار از خاك حاصل‌خيز و آب كافی برای كشاورزی برخوردار است. آب كشاورزی از طريق سد منجيل، رودهای فرعی و چشمه ها فراهم شده و فرآورده های آن عبارتند از : زيتون، گندم، برنج، جو، ‌گردو، سيب و فندق. دام‌داري در كنار كشاورزي ولي در ابعاد ضعيف تر از كشاورزي و باغ‌داري صورت مي‌گيرد. 

مشخصات جغرافيايي - رودبار:

شهرستان رودبار يكی از شهرستان های استان گيلان است و مركز آن و در 67 كيلومتری شهر رشت قرار دارد. مركز شهرستان رودبار در 49 درجه و 24 دقيقه عرض جغرافيايی و در ارتفاع 250 متری از سطح دريا واقع است. رودبار از شمال به سياهكل، رشت و شفت، از خاور به رودسر و از جنوب به قزوين محدود می شود. آب و هوای آن معتدل و مرطوب و ميزان بارندگی سالانه 650 ميلی‌متر است رود سفيد رود از ميان شهر می‌گذرد. بر اساس سرشماری 1375 شهرستان رودبار 113083 نفر جمعيت داشته است. مردم رودبار آريايی نژادند و به زبان فارسی با گويش گيلكی سخن می گويند. از نظر زبان و لهجه، شهر رودبار را می توان مرز گيلان دانست. چه با گذشتن از اين شهر و رسيدن به شهر منجيل از تعداد افرادی كه به گويش گيلكی سخن می گويند كم شده و آذري‌زبان ها بيش‌تر می شوند. رودبار بر سر راه تهران – رشت قرار گرفته كه با تهران 258 كيلومتر و با رشت 67 كيلومتر فاصله دارد. راه ديگر رودبار، راه فرعی رودبار – كليشم است که به طول 70 كيلومتر به سمت خاور می رود. 

 

اماکن مذهبی - رودبار:

بقعه‌ امام‌زاده‌ محمّد حنيفه‌ - لوشان:‌ اين‌ بقعه‌ در (بيورزين‌) و در 12 كيلومتري‌ شمال‌ شرقي‌ لوشان‌ قرار دارد. براساس‌ شجره‌ نامه‌ موجود در بقعه‌ و به‌ اعتقاد اهالي‌ ، امام‌زاده‌ محمّد حنيفه‌ از فرزندان‌ حضرت‌ علي‌ (ع‌) همراه‌ با سيد ابوالقاسم‌ حمزه ‌، يكي‌ از پسران‌ امام‌ موسي‌ كاظم‌ (ع‌) در اين‌ محل‌ دفن‌ شده‌اند. بناي‌ بقعه‌ نقشه‌ هشت ‌ضلعي‌ دارد و از سنگ‌ و گچ‌ ساخته‌ شده‌ است‌ و شامل‌ كفش‌ كن‌ ، ايوان‌ وسيع‌ِ محصور و يك‌ اتاق‌ يا حرم‌ مي‌باشد. وسط‌ صحن ‌، يك‌ ضريح‌ بزرگ‌ چوبي‌ وجود دارد. اين‌ بقعه‌ مورد توجه‌ اهالي منطقه است‌ و از سراسر گيلان‌ براي ‌زيارت‌ به آن‌ مسافرت‌ مي‌كنند. 

آثار تاریخی - رودبار:

محوطه‌ باستاني‌ مارليك‌ - رودبار: در كرانه‌ شرقي‌ سفيدرود رودبار، دره‌ زيبايي‌ به‌ نام‌ (گوهررود) وجود دارد. كه‌ درميان‌ آن‌ تپه‌هاي‌ كوچك‌ و بزرگي‌ از دوران‌ باستان‌ به‌ جاي‌ مانده‌ است‌. در ميان‌ تپه‌ها ، پنج‌ تپه‌ مارليك ‌، زينب‌ بيجار، پيلاقلعه‌ و جازم‌ كول‌ مهّم‌تر و غني‌تر از ديگر تپه‌ها هستند. تپه‌ مارليك‌ يك‌ تپه‌ طبيعي‌ و صخره‌اي‌ ازسنگ‌هاي‌ سولفات‌ آهن‌ است‌. گروهي‌ از پژوهش‌گران‌ معتقدند نام‌ مارليك‌ برگرفته‌ از مارهاي‌ انبوهي‌ است‌ كه‌ دراين‌ تپه‌ زندگي‌ مي‌كنند. گروهي‌ اعتقاد دارند كه‌ گنجينه‌ مارليك‌ به‌ قوم‌ آمارد تعلّق‌ دارد. در بررسي‌ تپه‌هاي‌ باستاني ‌منطقه‌ انبوهي‌ ظروف‌ شكسته‌ سفالي‌ ديده‌ شده‌ است‌. در يكي‌ از تپه‌هاي‌ باستاني‌ دره‌ گوهررود ، يك‌ گمانه‌ زني آزمايشي‌ به‌ انجام‌ رسيده‌ و نتيجه‌ آن‌ كشف‌ دو مجسمه‌ كوچك‌ گاو مفرغي‌ ، دو مهر استوانه‌اي ‌، چهارده‌ دكمه‌ طلا و ديگر آثار جالب‌ توجه‌ مي‌باشد. همچنين‌ در اين‌ تپه‌ ، آثار ساختمان‌ چهار ديواري‌ پديدار شد كه‌ در حدود 30 متر مساحت‌ داشت‌ و به‌ نظر مي‌آمد آرامگاه‌ يا معبد باشد. احتمال‌ مي‌رود اين‌ تپه‌ ، آرامگاه‌ خصوصي ‌فرمانروايان‌ و شاهزادگان‌ محلي‌ بوده‌ است‌ كه‌ در اواخر هزاره‌ دوّم‌ و اوايل‌ هزاره‌ اوّل‌ پيش‌ از ميلاد در اين‌ منطقه‌ حكومت‌ مي‌كرده‌ و مردگان‌ خود را ، بنا بر سنن‌ و آيين‌هاي‌ قومي‌ به‌ همراه‌ اشياء قيمتي‌ به‌ خاك‌ مي‌سپرده‌اند. دراين‌ تپه‌ حدود 25 آرامگاه‌ كشف‌ شد كه‌ در چند آرامگاه‌ بازمانده‌ استخوان‌هاي‌ انسان‌ بدست‌ آمد و در همه‌ اتاق‌ها ، اشيايي‌ مانند ظروف‌ مفرغي‌ ، ظروف‌ سفالين ‌، دكمه‌هاي‌ تزئيني‌ ، انواع‌ سرگرز، پيكان ‌، خنجر، شمشير، مجسمه‌هاي‌ برنزي‌ و سفالي‌ ، سرنيزه‌ و كلاه‌خود و... پيدا شد. پارچه‌هاي‌ به‌ دست‌ آمده‌ از تپه‌ مارليك‌ ، نشانه‌ ظهور و پيشرفت‌ صنعت‌ بافندگي‌ در هزاران‌ سال‌ پيش‌ در ايران ‌، به‌ ويژه‌ در گيلان‌ هستند. در كاوش‌هاي‌ مارليك‌ در حدود 11 مُهر به‌ دست‌ آمد كه‌ خطها و نقش‌هاي‌ جالب‌ دارند. از آن‌ جمله‌ ، مهري ‌است‌ كه‌ روي‌ آن‌ خط‌ ميخي‌ حك‌ شده‌ است‌. به‌ گفته‌ باستان‌ شناسان‌ اين‌ مهرها به‌ هزار سال‌ پيش‌ از ميلاد مربوط‌اند. كاوش‌هاي‌ مارليك‌ يكي‌ از بي‌ سابقه‌ترين‌ كاوش‌هاي‌ جهان‌ است‌. در اين‌ كاوش‌ها ، همچنين‌ انبوهي‌ جام‌هاي‌ طلا ، نقره ‌، مفرغ‌ ، موزائيك ‌، و چيني‌ بدست‌ آمده‌ است‌ و در ميان‌ اين‌ جام‌ها ، (جام‌ مارليك‌) بي‌ مانند است‌ و از زر ناب‌ به‌ ارتفاع‌ 18 سانتي‌ متر قالب‌ سازي‌ و ساخته‌ شده‌ است‌. نقش‌ وسط‌ جام ‌، درخت‌ زندگي‌ است ‌و در دو سوي‌ درخت‌ دو گاو بال‌ دار ديده‌ مي‌شود و در كف‌ جام‌ ، يك‌ گل‌ تزئيني‌ زيبا نقش‌ شده‌ است‌.

 

پل‌ تاريخي‌ لوشان‌ - لوشان:‌ اين‌ پل‌ ، پيش‌ از احداث‌ شاهراه‌ كنوني‌ قزوين‌ - رشت‌ و پل‌ جديد بتوني‌ ، تنها راه‌ ارتباطي‌ دو سوي‌ رودخانه‌ شاهرود بود. برخي‌ پژوهندگان‌ ساختمان‌ اين‌ پل‌ آجري‌ را به‌ خسروخان‌ گرجي ‌حكمران‌ گيلان‌ در زمان‌ فتحعلي‌ شاه‌ نسبت‌ مي‌دهند ، ولي‌ بنظر مي‌رسد كه‌ اين‌ پل‌ در قرن‌ نهم‌ هجري‌ ساخته‌ شده‌ است‌. پل‌ لوشان‌ 102 متر طول‌ و چهار چشمه‌ دارد كه‌ دو چشمه‌ آن‌ بزرگ‌ و دو چشمه‌ آن‌ كوچك‌ است‌. در پايه ‌پل‌ اتاق‌ بسيار بزرگي‌ وجود دارد كه‌ براي‌ اقامت‌ و استراحت‌ كاروانيان‌ در شب‌ و بهنگام‌ بارندگي‌ بسيار مناسب‌ است‌. نام‌ اين‌ پل‌ با حوادث‌ تاريخ‌ معاصر گيلان‌ پيوند خورده‌ است‌.